8) بحث قوهٴ رانش (جنبشمايه) توسط پير اوليوي.
9) نظريهپردازي صفيالدين دربارهٴ موسيقي.
از رهبران عمده، سه تن فرانسوي بودند ــ ويلار دو هونكور، پير غريب، و پير اوليوي؛ دو تن انگليسي ــ جان پكهام و راجر بيكن؛ يكي لهستاني ــ ويتلو؛ دو تن ايراني ــ نصيرالدين و قطبالدين؛ و يكي عراقي ــ صفيالدين.1
ح. شيمي
گزارش مربوط به پيشرفت شيمي در نيمهٴ دوم سدهٴ سيزدهم، پنج قسمت ميشود: 1 ـ باروت و فنون آتشبازي؛ 2 ـ شيشهسازي؛ 3 ـ رنگ و مواد رنگي. رنگكاري؛ 4 ـ آبهاي طبي و نيروبخش؛ 5 ـ افكار و اعمال كيمياگري.
1. باروت و فنون آتشبازي. ممكن نيست بتوان گفت باروت كي و كجا اختراع شد، ولي ممكن است اختراع آن در نيمهٴ دوم سدهٴ سيزدهم، در قلمرو لاتيني يا در شام صورت گرفته باشد.
امكان اختراع آن به وسيلهٴ چينيان مردود نيست، ولي اثبات هم نشده است. اين كشف مبتني بر جداسازي و تصفيهٴ نيترات پتاسيم است. اين امر مستلزم تشخيص آن از ساير املاح پتاسيم بود كه به درد اين كار نميخورد، همچنين لازم بود آن را از ناخالصيهايي كه موجب عدم استفاده از آن ميشد پاك كنند. از اين گذشته، كشف باورت كافي نبود، بلكه به كار بردن نيروي انفجاري آن براي پرتاب گلوله اهميت داشت. اين نوع كاربرد ــ يعني اختراع اسلحهٴ گرم ــ مهمترين گام بود، ولي اين كار پيش از ربع دوم سدهٴ چهاردهم، صورت نگرفت. اختراع باروت ــ يا به عبارت صحيحتر اختراع سلاح گرم ــ را غالباً يك اختراع انقلابي شمردهاند، ولي اين مطلب بسيار گمراهكننده است. نخستين سلاحهاي گرم آنچنان ناشيانه بودند كه كارايي ناچيزي داشتند. اين سلاحها تدريجاً اصلاح شدند، و بسياري از اين اصلاحات به اندازهٴ اصل اختراع يا بيش از آن انقلابي بودند. از اين رو، اين اختراع انقلاب بزرگي نبود، بلكه يك سلسله انقلابهاي كوچك بهشمار ميرفت؛ تقريباً ميتوان آن را به يك سير تكاملي آرام و تدريجي تشبيه كرد، و نه چيز ديگر. براي تجسم كندي سير تحولي و نارسايي نخستين تفنگها كافي است يادآوري كنيم كه مقارن سال 1775 ـ 1776 ــ يعني تقريباً پنج سدهٴ بعد ــ بنجامين فرانكلين، كه فردي كاملاً اهل عمل بود، قادر نبود باروت كافي براي ارتش تهيه كند، و جداً پيشنهاد كرد كه به استفاده از تير و كمان روي آورند.2